تبلیغات
بنام او برای تو یا ''صاحب الزمان'' - دوست داشتی بخند
درباره وبلاگ

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات

تا امر فرج شود مهیا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

«اللهم صل علی محمد وآل
محمد وعجل فرجهم »
.... ..... ..... ...... ....
شیعیان !

مهدی غریب و بی کس است ،

معصیت محض خدا دیگر بس است ،

ای که داری ادعای شیعگی

بندگی کن

بندگی کن

بندگی...

... .... .... ... .... .... ........

روی دیــوار نـــــگاهت
دریچـــه ای باز میـــکنم

از این دریـــچه ،
هزار قاصـــــدک ، از عشــــق خود
ســــمت نــــــگاه تو روانـــــــه میـــکنم
.

بخـــوان پیــــامشان
ببـــین احســاســــشان
،
قـــلب خود را همــــراهشان
سوی تو حـــواله میــــکنم ...

مدیر وبلاگ : paniza
نویسندگان
نظرسنجی
شما عملکرد این وبلاگ رو چگونه دیدید؟؟؟











جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طنز با طعم طنزینه !!!

شهدای گمنام روستای دولت آباد="لوگوی ما" />
  • @bf-gf@
  • OnlineUser
    بنام او برای تو یا ''صاحب الزمان''
    اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان (ع)

    خارجیا با مخفف کردن Short message service به sms خواستن به دنیا بگن که خیلی گشادن، ولی ما با مخفف کردن sms به s جای بحث نذاشتیم براشون :))

    گشت امنیت اخلاقی بهمون گیر داده, میخواد ماشینو ببره پارکینگ. دوستم با اعتماد به نفس و طلبکارانه رفته جلو به پلیسه میگه: مارو ول کن بریم، میدونی من کی ام؟ نه، میدونی من کی ام؟ پلیسه میگی کی ای؟
    رفیقمون میگه: من نوکر پدرتم! مارو ول کن بریم!
    هیچی دیگه ولمون کرد...

    تمام چیزهای خواستنی توی دنیا ...
    یا غیرقانونین ... یا گرونن ...
    یا چاق کنندن ... یا متاهل ...

    ژاپنیه میاد تهران شلوارشو سفت چسبیده بوده،ازش میپرسن این چه کاریه، میگه:آخه من شنیدم ایرانیها تخم ژاپنی خیلی دوست دارن!!

    عاشق اون صحنه ایم که چن نفر با هم میریم رستوران:میخوایم حساب کنیم !!
    یکی زیپ کیفش وا نمیشه !
    یکی داره دنباله کیفش میگرده !
    یکی دکمش گیر کرده !
    یکی دستش تو جیبش تو همین لحظه جا نمیشه !!
    اون یکی گوشیش زنگ میخوره !
    اون یکی کیفش تو ماشین جا مونده !
    ینی یه همچین آدمهایی هستیم ما !!!!!

    یکی بود یکی نبود
    غیر از خدا هیچ کس نبود (دقت کنید، هیچ کس نبود..!)
    در آبادی کوچکی مردمی زندگی می کردند... :|
    حالا می فهم، ما با قصه خواب نمی رفتیم.
    همون اول هنگ می کردیم!!

    آیا کمرتان شُل است ؟!
    آیا فلانتان کوتاســت ؟!
    آیا کوتاهتان فلانست ؟!
    آیا زیاد حــال نمیکنید ؟!
    آیا زود چیز! میشوید ؟!
    آیا همسرتان چیــز! نمیشود ؟!
    ...
    آیا و کووووفت ، آیا و زهرِ مار . . .
    خوُ پدرسگگگ ، ,وخته شامه و آدم با ننه باباش نشسته
    سر سفره ، این گلواژه ها چیه واس ما پرپر میکنین ؟