تبلیغات
بنام او برای تو یا ''صاحب الزمان'' - بنده خوب...
درباره وبلاگ

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات

تا امر فرج شود مهیا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

«اللهم صل علی محمد وآل
محمد وعجل فرجهم »
.... ..... ..... ...... ....
شیعیان !

مهدی غریب و بی کس است ،

معصیت محض خدا دیگر بس است ،

ای که داری ادعای شیعگی

بندگی کن

بندگی کن

بندگی...

... .... .... ... .... .... ........

روی دیــوار نـــــگاهت
دریچـــه ای باز میـــکنم

از این دریـــچه ،
هزار قاصـــــدک ، از عشــــق خود
ســــمت نــــــگاه تو روانـــــــه میـــکنم
.

بخـــوان پیــــامشان
ببـــین احســاســــشان
،
قـــلب خود را همــــراهشان
سوی تو حـــواله میــــکنم ...

مدیر وبلاگ : paniza
نویسندگان
نظرسنجی
شما عملکرد این وبلاگ رو چگونه دیدید؟؟؟











جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طنز با طعم طنزینه !!!

شهدای گمنام روستای دولت آباد="لوگوی ما" />
  • @bf-gf@
  • OnlineUser
    بنام او برای تو یا ''صاحب الزمان''
    اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان (ع)
    چهارشنبه 29 خرداد 1392 :: نویسنده : paniza        



    روزی حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد:

     دلم میخواهد یکی از بندگان خوبت را ببینم.

    خطاب آمد: در صحرا برو، آنجا مردی 

    هست که در حال کشاورزی کردن است.

    او از خوبان درگاه ماست. حضرت آمد و دید

     مردی در حال بیل زدن و کار کردن است.

    حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده

     که خداوند میفرماید از خوبان ماست.

    از جبرئیل پرسید. جبرئیل عرض کرد: الان خداوند 

    بلایی بر او نازل میکند ببین او چه میکند.

    بلایی نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو

     چشمش را از دست داد. فورا نشست،

    بیلش را هم جلوی رویش قرار داد.

    گفت: مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من 

    داشتن چشم را دوست می داشتم،

    حال که تو مرا کور می پسندی من کوری 

    را بیش از بینایی دوست دارم.

    اشک در دیدگان حضرت حلقه زد، رو کرد به آن مرد 

    و فرمود: ای مرد من پیغمبر خدا هستم و

    مستجاب الدعوه. میخواهی دعا کنم تا 

    خداوند چشمانت را دوباره بینا کند؟

    مرد پاسخ داد: نه

    حضرت فرمود: چرا؟

             

          گفت: 

                         آنچه پروردگارم برای من 

    اختیار کرده بیشتر دوست دارم

                          تا آنچه را که خود برای خودم می خواهم.                                                 






    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :
     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر
    نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.